مدیران پروازی و زلزله قرن پنجم تبریز

دیوانسالاری در جامعه ما همانند دیوانسالاری هر جامعه دیگر، شرایط و ویژگی‌های خاص خود را دارد. ابداع اصطلاحات و تعاریف خاص در عرصه مدیریت، از ویژگی‌های برجسته و شایان توجه دیوانسالاری ما است. اصطلاحاتی چون مدیران پروازی، مدیران اتوبوسی، مدیریت فامیلی، مدیران چندشغله، فامیل‌سالاری و ….
من منکر توانایی‌ها و موفقیت‌هایی که نظام اداری‌مان در طول سالیان گذشته به دست آورده، نیستم. بااین‌حال نمی‌توانم این حقیقت را نادیده بگیرم که بی‌توجهی به معیار شایسته‌سالاری و بی‌مهری به یافته‌های علمی و کارشناسی، منتهی به عدم‌کارایی در مقیاسی بزرگ شده‌است. در چنین شرایطی به‌جای انتخاب یک مدیر توانمند و شایسته که مقیم منطقه است، از خدمات خالصانه یک دوست قدیمی که البته فامیل یکی از دوستان دیگر هم هست، به عنوان مدیر پروازی استفاده می‌کنیم.
استفاده از مدیران پروازی از یک سو فرصتی را برای نان قرض دادن به بعضی آشنایان فراهم می‌کند. از سوی دیگر، بهانه‌ای برای توجیه عدم‌کارایی سیستم مدیریتی‌مان به دست می‌دهد. به‌این‌ترتیب، وقتی بحرانی در فلان منطقه پیش می‌آید، فوری جستجو کرده، و یک عدد مدیر پروازی پیدا می‌کنیم که نقش بلاگردان را ایفا کند: اگر این مدیر پروازی در روز حادثه بر سر کارش بود، مشکلی پیش نمی‌آمد.
به نظر من هم استفاده از خدمات مدیران پروازی امر نادرستی است، و هم به بیان عامیانه، شکستن کاسه کوزه بر سر مبارک آن‌ها. گاه علت بروز بحران بسیار ریشه‌ای‌تر از پروازی بودن فلان مدیر، یا انتصاب اتوبوسی مدیران سازمان ذیربط است. در این شرایط یقه گرفتن از فلان مدیر غایب، به نوعی آدرس غلط دادن است.
در طی چندماه گذشته حداقل در دو مورد، به‌دنبال بروز یک سانحه طبیعی، جروبحث بین مقامات سازمان‌های درگیر پیش آمده، و در هر دو مورد انگشت اتهام به سمت مدیری که در روز حادثه غایب بوده، نشانه رفته‌است.
داستان مدیران پروازی، عزل‌ونصب‌های اتوبوسی و … شرحی طولانی لازم دارد. من فقط می‌خواستم اشاره‌ای کوتاه به این موضوع کرده و بگذرم.
راستی داستان مدیران پروازی، فقط به دوران آشنایی انسان‌ها به فنون پرواز خلاصه نمی‌شود. نمونه‌ای را از تاریخ ذکر کنم:
در کتاب المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم اثر عبدالرحمن بن علی بن محمد بن الجوزی مورخ قرن ششم هجری ضمن شرح وقایع سال ۴۳۴هجری قمری به زلزله بزرگ تبریز که شب پنجشنبه هفدهم ربیع‌الاول همان سال برابر با نوزدهم آبان‌ماه سال ۴۲۱‌هجری شمسی اتفاق افتاده، اشاره کرده‌است: (جلد پانزدهم کتاب مزبور چاپ سال ۱۹۹۲ بیروت ص ۲۸۶)

“اخبار تأیید شده ای رسیده است که در تبریز زلزله بزرگی رخ داده و بسیاری از ساختمان‌های مسکونی، بازار، و بخش اعظم دارالاماره شهر فروریخته‌است. امیر جان به سلامت بدر برده، چون در آن ایام بیرون شهر و در باغی به تفرج مشغول بوده‌است. سپاه امیر نیز به‌سلامت هستند چون امیر آن‌ها را به سوی برادرش گسیل داشته‌بود. با شمارش اجساد کشتگان معلوم شد حدود پنجاه‌هزار تن کشته‌شده‌اند.”(۱)
می‌بینید در آن ایام هم مدیران پروازی و غایب وبال گردن ملت بوده‌اند، و صدالبته در خطرات تنهایشان می‌گذاشتند.
——————————————-
۱ – در ترجمه این مطلب از کمک پسرم سعیدآقا و دوست فاضلم آقای حجت‌الاسلام شمسی بهره گرفته‌ام. از هردو سپاسگزارم.

نوشتن پاسخ

نقل مطالب سایت با ذکر منبع آزاد است.