دانشجوی معترض هرگز به اینجا نیامد *

دانشجوی معترض هرگز به اینجا نیامد. منظورم مقابل دفترکار مسؤولانی است که تصمیم گرفتند نفت این سرزمین را با شیوه‌ای بفروشند که هیچکس نتواند پولش را پس بگیرد! هیچ دانشجوی معترضی جلو دفترکار آن دلاوران نیامد.(۱) آن روزها هیچ‌کس نگران و دلواپس نبود؛ و کسی به‌خاطر این همه اقدامات بی‌حساب و کتاب، صدای اعتراضش بلند نمی‌شد و تجمع راه نمی‌انداخت چه بامجوز، چه بی‌مجوز. حتی وقتی رئیس دولت وقت تصمیم گرفت با زیرپا گذاشتن تمام اسناد بالادستی، برنامه پنجم و سند چشم‌انداز، تعداد کارکنان دولت را نیم‌میلیون نفر افزایش دهد، کسی سؤال نکرد این همه نیروی جدید برای انجام کدام کار روی‌زمین‌مانده دولت استخدام می‌شوند؟ آن هم دولتی که یک سال دیگر دورانش تمام می‌شود!
متعرض دانشجو بودن یا نبودن معترضانی که روز شنبه گذشته جلو وزارت نفت گردآمدند تا اعتراضشان را به قراردادهای جدید نفتی نشان دهند، نمی‌شوم؛ حداقل به این دلیل که به لطف گسترش کمّی نظام آموزش عالی، اکثر شهروندان یا در گذشته دانشجو بوده‌اند، یا اینک دانشجو هستند و یا در آینده نزدیک خواهندشد! علاوه براین، حاضر نیستم از ادبیات شاهانه در توصیف منتقدان دولت استفاده کنم که در اوایل دهه ۱۳۵۰ با لحنی تمسخرآمیز از اعضای تشکل‌های دانشجویی مقیم خارج از کشور با عنوان “افراد همیشه دانشجو” یاد می‌کرد!
شاید از دید برخی ناظران، صرف تجمع چندده نفر جوان دانشجو در مقابل وزارت نفت و سر دادن شعار “نفت مارو پس بده” موضوع مهمی تلقی نشود، به‌ویژه در این روزهای خاص که به قول معرف هردم ازین باغ بری می‌رسد، و برگ جدیدی از برگ‌های بیشمار بازی روزگار به گزینه‌های روی میز افزوده‌می‌شود! بااین‌حال به نظر من، این موضوع ارزش تأمل دارد.
در جمع منتقدان سرسخت دولت، می‌توان به دو گروه شاخص اشاره کرد: جوانان و دانشجویان تندرو، و فعالان سیاسی، مقامات، و سخنوران صاحب تریبون که دیگر سنی دارند، و جوان و کم‌تجربه تلقی نمی‌شوند.
در سال‌های گذشته بسیاری از چهره‌های دلسوز و مسؤولان عالی‌رتبه کشور اظهار امیدواری کرده‌اند که دانشگاه و دانشجویان بازیچه و آلت‌دست گروه‌ها و جناح‌های سیاسی کشور قرار نگیرند. طبعاً این خواسته به معنی بی‌اعتنایی به سیاست و بی‌اعتمادی محض به سیاسیون نیست؛ بلکه فقط به این نکته اشاره دارد که جوانان دانشجو در عین حساسیت نسبت به تحولات سیاسی و اجتماعی کشور، مبدل به “پیاده‌نظام” احزاب و سیاسیون نشوند. آنان باید به‌عنوان افرادی فهیم و آگاه وارد عرصه سیاست شوند، از سیاسیون سؤال کرده، و جواب قانع‌کننده طلب کنند. اجازه ندهند رندان عرصه سیاست آنان را با سودای سرِ آب، به سرابی بفریبند و در مسیر اهداف خود به‌کار گیرند.
وقتی یک دانشجوی جوان و آگاه مخاطب این دعوت قرار می‌گیرد که: “فردا جلو وزارت نفت در اعتراض به قراردادهای جدید فروش نفت”، باید از دعوت‌کنندگان بپرسد فرق قراردادهای فعلی با قرارداد فروش نفت به بابک‌خان چیست؟ چرا باید از آن قرارداد با سلام و صلوات یاد کنیم و قراردادهای جدید را “اَخ” بدانیم؟ باید از دعوت‌کنندگان بپرسد چرا حتی یک‌بار هم مسببان آن وضعیت که کشور را به افلاس کشاندند و با ماجراجویی‌هایشان، بهانه کافی برای بدخواهان این سرزمین “جور”کردند که حتی بانک مرکزی کشور را هم تحریم کنند، مورداعتراض و سؤال قرار نگرفته‌اند؟ چرا باید با دعوت شما هرروز یک جا تجمع کنیم و بعد معلوم شود کار خوبی نبوده؟ دانشجویان مخاطب این‌گونه دعوت‌ها باید قبل از قبول چنین دعوت‌هایی، از دعوت‌کنندگان بپرسند چرا این همه‌سال نگران مشکلات حادث‌شده نبودید، و به‌ناگهان یادتان افتاده که ریزگردها هم مهم هستند، بخاری‌های نفتی در مدارس خطرناکند، بیکاری تحصیل‌کردگان تبدیل به بحران شده، و …؟
اما سخن با گروه دوم منتقدان که دیگر “دانشجوی جوان” محسوب نمی‌شوند، بسیار است. این گروه کوچکترین فرصت را برای حمله به دولت و تلاش برای ناامید کردن مردم از دولت تدبیر و امید از دست نمی‌دهند، و ابایی از تحمیل هرگونه هزینه سیاسی، و فرهنگی به کشور ندارند. مهم این است که به زعم خود مردم را از دولت ناامید کنند. یک روز دستاوردهای دیپلماسی پرتحرک و خردمندانه دولت را زیر سؤال می‌برند، روز دیگر با تکرار سخنان دشمنان قسم‌خورده این کشور، آب در آسیاب آنان می‌ریزند، و گروهی جوان کم‌تجربه را تحریک می‌کنند تا به عنوان پیاده‌نظام خشونت‌سالاران پشت پرده، وارد خیابان‌ها شوند و پرونده جدیدی برای درگیر کردن دولت درست کنند.
به‌راستی بهترین مکان و موقعیت برای بحث بر سر دقایق حقوقی قراردادهای نفتی کشور کجاست؟ جلسه سران سه‌قوه؟ مجمع تشخیص مصلحت نظام؟ مراکز علمی و دانشگاهی؟ نشست مشترک دولت و مجلس؟ و یا “کف خیابان” و جلو وزارت نفت؟!(۲)
آیا این شیوه هنرنمایی و اردوکشی خیابانی شما بناست تصویری غیر از این به ذهن مخاطبان القا کند که در تمامی مجامع عالی برشمرده، امکان صحبت کارشناسانه و رسیدن به اجماع وجود ندارد؟! آیا در تمام مراتب و رده‌های تصمیم‌گیری این کشور کسی پیدا نمی‌شود که “اعتراض مشفقانه!” شما به فروش ارزان نفت را بشنود و تذکری به مدیران مربوط بدهد؟ این چه جفای بزرگی است که برای رسیدن به دستاوردی کوچک (خنک کردن دل دوستان خود که هنوز از بابت نیشگون و نه سیلی خرداد ۹۲ ناراحتند) به این کشور روا می‌دارید؟
————————
۱ – عنوان یادداشت را از عنوان اثر ماندگار کارلو لِوی الهام گرفته‌ام: “مسیح هرگز به این‌جا نیامد”.
۲ – سال‌ها پیش که اتفاقاً در آن ایام هم آقای زنگنه وزیر نفت بود، سخنران محترمی مدیران وزارت نفت را در سطحی گسترده به تخلف و سوءاستفاده مالی متهم کرد. وزیر بلافاصله از ایشان خواست تا لیست متخلفان را ارائه کند تا سریعاً برخورد کنند، و درنتیجه معلوم شد که مبنای کار گزارش غیرمستندی بود که نباید تا این حد از طرف آن سخنران محترم جدی گرفته‌می‌شد.
* – این یادداشت در روزنامه جهان اقتصاد شماره دوشنبه ۱۲ – ۱۱ – ۹۴ به چاپ رسیده‌است.

نوشتن پاسخ

نقل مطالب سایت با ذکر منبع آزاد است.