رشک سلیمان و هیبت جمشید *

خبر کوتاه اما بسیار تکان‌دهنده بود. خنجری زهرآلود فرود آمد، پهلوی پهلوانی نام‌آور را درید، و هلهله شادی از اردوگاه حامیان تروریسم برخاست. اما این همه ماجرا نیست. سردار سرافراز قاسم سلیمانی زندگی خود را وقف مبارزه با دشمنان سرزمینمان کرده‌بود، چه آن هنگام که در اوج جوانی لباس رزم پوشید تا مهاجمان بعثی را […]

به وداعش نرسیدیم و برفت *

همیشه بزرگترین نگرانی و دغدغه‌اش معیشت اقشار کم‌درآمد جامعه بود. هرگاه که به دیدنش می‌رفتم و باهم در مورد مسائل جاری کشور و شرایط اقتصادی بحث و درددل می‌کردیم، حتماً بحث به فقر و نداری گروهی کثیر از مردم کشور و دشواری معیشت می‌کشید. سیف‌الله یزدانی دلی پردرد، سری پرشور و دستی بخشنده داشت. همیشه […]

برای دوستی منتظر فرمان شفا *

سیف‌الله را از مهر ماه ۱۳۵۶ یعنی نزدیک به چهل و دوسال پیش می‌شناسم. آن سال من با ورود به دانشگاه همراهی با تشکیلاتی کوچک اما مصمم به ایجاد تغییر در جامعه را آغاز کردم. قطار جامعه به‌تدریج بر روی ریل تغییر می‌افتاد، و همه فعالان سیاسی و به‌ویژه دانشجویان تلاش می‌کردند نقش بیشتری در […]

از بره کاغذی تا گوسفند کاغذی *

پنجاه و اندی سال پیش صندوق توسعه کشاورزی (که بعدها در بانک کشاورزی ادغام شد) با نظر مساعد دولتمردان وقت طرحی را برای پرداخت تسهیلات خرد به کشاورزان به اجرا گذاشت. بنا بود با این تسهیلات خانوارهای کشاورز به فعالیت‌های تولیدی ازجمله دامپروری بپردازند، و از این مسیر به رشد و شکوفایی اقتصاد کشور کمک […]

از فرصت‌طلب کوچک تا رانت‌خوار متوسط *

سالها پیش تندباد حادثه موجب شد تا برای مدتی کوتاه با نهادی وابسته به یکی از وزارتخانه‌ها همکاری کنم. همان چندروز اول استقرار در ساختمان آن نهاد، متوجه نکته جالبی شدم. بخشی ار فضای زیرزمین به صورت یک واحد مسکونی مستقل در اختیار فردی بود که سمتی در آن تشکیلات نداشت. کنجکاو شده و در […]

بیست سال اقتصاد ایران در قاب یک خاطره *

سال ۷۷ یا ۷۸ بود که خیلی اتفاقی گزارش یک دادرسی را در یکی از روزنامه‌های آن ایام خواندم. شاید در نظر اول این گزارش هم مثل همه گزارش‌های خبری ویژه صفحه حوادث بود: اختلاف مالی بین دو طرف دعوا و در نهایت شکایت و دادگاه و محکومیت و ضامن و … . اما به […]

پرزیدنت ترامپ و دوچرخه‌سواری در اجلاس سازمان ملل

همانگونه که انتظار می‌رفت، آقای ترامپ رئیس‌جمهور امریکا در سخنان خود در اجلاس سازمان ملل با بی‌اعتنایی تمام به شأن و منزلت سازمان ملل، در قامت یک قداره‌بند بی‌نزاکت ظاهر گشت؛ و بدین‌ترتیب روز ۱۹ سپتامبر به‌عنوان یک روز خاص در تاریخ معاصر امریکا ثبت شد، تا امریکائیان هیچگاه فراموش نکنند که یک انتخاب نسنجیده […]

من ، ماتریالیسم دیالکتیک و بهشت اجباری

مقوله بهشت اجباری و کوچاندن مردمان به بهشت بارها و بارها مورد توجه سخنوران جامعه‌مان قرار گرفته، و در رد یا تأیید آن سخن‌ها گفته‌اند. به‌گونه‌ای که بی‌اغراق اینک رد یا تأیید این مقوله را می‌توان به‌عنوان شاخصی برای تعیین سلیقه سیاسی و گرایشات فکری افراد به‌کار گرفت. شاید برای برخی افراد، این باور به […]

اولین درس پرنده‌شناسی من *

هرسال با فرارسیدن بهار، مارکان زیبای ما میزبان جمع عظیمی از انواع پرندگان می‌شد. در این میان حضور پرتعداد گنجشک‌ها بسیار جلب توجه می‌کرد. لشکر انبوه گنجشک‌ها از نظر بزرگترها یک مزاحم بزرگ و پرزحمت بود، چون در فصل برداشت غلات، بخشی از دسترنج کشاورزان را غارت می‌کردند. اما از دید ما بچه‌ها، موجوداتی دوست‌داشتنی […]

ماجرای خواستگاری آقای مهندس

سال‌ها پیش و در اوایل دوران فعالیت شغلی‌ام، مسؤولیت یک تشکیلات اداری کوچک را داشتم. آقابهمن یکی از کارکنان آن تشکیلات بود که کلیه کارهای خدماتی و پذیرایی و حتی نامه‌رسانی را به‌عهده داشت؛ مردی خنده‌رو و خوش‌برخورد بود، که کارمندهای قدیمی تشکیلات او را به شوخی مهندس خطاب می‌کردند. این عنوان برایش به‌حدی جاافتاده‌بود […]

نقل مطالب سایت با ذکر منبع آزاد است.