دلواپسان توافق و ذوق‌زدگان سوانح *

وجود انواع محدودیت‌ها برای شکل‌گیری و رقابت احزاب سیاسی ریشه‌دار و بی‌اعتنایی برخی سخنوران و فعالان سیاسی به اصول و مبانی اخلاقی دست به دست هم داده، و شرایط خاصی را در سپهر سیاسی و مدیریتی کشور فراهم آورده‌اند که بارزترین ویژگی آن تلاش بی‌وقفه بعضی فعالان سیاسی و رسانه‌ای برای تخریب رقیب حتی با تحمیل هزینه‌های گزاف به کشور و به عبارت دیگر نادیده گرفتن منافع ملی است.
چندی پیش که برنامه دولت برای نوسازی ناوگان هواپیمایی کشور و خرید هواپیماهای مسافربری جدید مطرح شد، رقبای سیاسی دولت بلافاصله زبان به اعتراض گشودند که چرا دولت می‌خواهد منابع ارزی کشور را صرف خرید هواپیما بکند. آن‌ها بارها و بارها در رسانه‌ها پرتعدادشان که البته هیچکدام را با پول توجیبی خود منتشر نمی‌کنند، به این نکته پرداخته، و اولویت نداشتن نوسازی ناوگان هواپیمایی را به مخاطبانشان گوشزد کردند، با این امید که مردم را متقاعد کنند دولت به خواسته‌های آنان بی‌توجه است، و به جای پرداختن به مسائل مهم‌تری چون محدود کردن دسترسی مردم به فضای مجازی، به فکر خرید هواپیما افتاده‌است.
آن‌روزها مسؤولان دولتی با حوصله تمام به منتقدان کم‌تعداد و پررسانه پاسخ می‌دادند که این تفاهمنامه‌های خرید به نفع کشور است، زیرا از محل درآمد هواپیماها در سال‌های آینده اقساط ناوگان جدید تأمین می‌شود و بار ارزی برای کشور نخواهدداشت. اما طرف مقابل فقط با هیاهوی رسانه‌ای تلاش می‌کرد تا پاسخ معقول و منطقی مسؤولان باطل‌السحر شایعه‌پردازی و تهمت‌زنی‌هایشان نشود.
با تلاش‌ بی‌وقفه بدخواهان خارجی‌ و منتقدانی که از سر بی‌اعتنایی به منافع ملی ندانسته با آنان همسو شده‌اند، برنامه خرید ناوگان جدید با سرعتی که دولت می‌خواست پیش نرفته، و با وجود خرید چندین هواپیمای جدید، هنوز در آغاز راه نوسازی ناوگان هواپیمایی هستیم.
بروز حادثه تأسفبار برای پرواز تهران-یاسوج که ملت ایران را برای چندمین‌بار داغدار کرد، فرصتی برای منتقدان دولت پدید آورد که بلافاصله موج انتقاد از دولت و مسؤولان مربوط را راه بیندازند؛ گویی آنان مسؤول کمبودها و نواقص در سیستم هواپیمایی کشور هستند.
هنوز جعبه سیاه هواپیما پیدا نشده، و هنوز به‌درستی معلوم نیست نقش هریک از عوامل مؤثر در بروز این حادثه دردناک چقدر بوده، بااین‌حال این نکته روشن است که اگر ناوگان هواپیمایی کشور بموقع نوسازی می‌شد، و اگر بخش کوچکی از منابع بودجه‌ای کشور به جای تخصیص به برخی سازمان‌هایی با خروجی و بازدهی نامعلوم، صرف رفع نواقص و کاستی‌های فرودگاه‌های کشور و نصب تجهیزات مدرن و روزآمدتر می‌شد، احتمال بروز چنین سانحه‌ای بسیار کاهش می‌یافت.
بااین‌حال، سقوط هواپیما ظاهراً بهترین فرصت را برای منتقدان دلاور دولت فراهم آورده که آن را هم به حساب ناکارآمدی دولت بگذارند، و کنار رفتن مدیران ارشد دولتی را خواستار شوند. گویی آنان مقصر کهنه بودن ناوگان هواپیمایی هستند! سؤالی که باید این منتقدان طالب استیضاح و برکناری پاسخ بدهند، این است که موضعشان در مقابل برنامه دولت برای نوسازی ناوگان چه بوده، و در آن ایام با چه ادبیاتی با این برنامه ملی مقابله کرده‌اند.
بی‌تردید بروز این حادثه تأسفبار همه آحاد ملت بزرگ ایران را متأثر کرده، و همگان در این اندوه شریک هستیم. به نظر من نمی‌توان کسی را متهم کرد که از بروز این حادثه و ایجاد فرصتی برای حمله به دولت و تخریب دولتمردان خوشحال است، اما رفتار نسنجیده نابالغان سیاسی در صحنه سیاست و رسانه‌ها شرایطی را فراهم ساخته که اگر کسی این منتقدان تندرو دولت را متهم به “ذوق‌زدگی” بابت بروز سوانح بکند، شخصاً در رد این ادعا و اثبات ناوارد بودن این اتهام دستم خالی است و دلیلی برای ارائه ندارم. زیرا شیوه تخریب دولتمردان و فرصت‌طلبی در بهره‌برداری سیاسی از این‌قبیل سوانح آنان را به‌اصطلاح مجازالغیبه ساخته‌است.
نکته قابل‌تأمل این است که با گذشت زمان و به‌تدریج، تعداد بیشتری از فعالان سیاسی جناح رقیب دولت به جمع کسانی می‌پیوندند که تمایلی به تندروی و نادیده گرفتن منافع ملی ندارند. بااین‌حال، متأسفانه بسیاری از این به‌اصطلاح استخوان خوردکرده‌های عرصه سیاست چندان تمایلی به برائت جستن از تندروهای بی‌اعتنا به منافع ملی نیستند، و فقط با ملایمت از این تندروی‌ها انتقاد می‌کنند، به‌گونه‌ای که گویی فقط با “اسمشو بیار” مشکل دارند، و “خودشو بیار” از دید آنان چندان ایرادی ندارد!
اما نکته پایانی این که اخیراً خبر حمایت گروه طالبان در افغانستان از راه‌اندازی خط لوله گاز موسوم به تاپی منتشر شد. این خط لوله بناست گاز ترکمنستان را به هند برساند و درآمدی هم برای افغانستان داشته‌باشد. طالبان در عین درگیری با دولت مرکزی و تلاش برای کنار زدن آن، با این اعلام حمایت می‌خواهد بگوید که برای منافع ملی کشور و فراهم آمدن فرصت کسب درآمد برای مردم ارزش قائل است. (۱) هرچند نقش دولت عربستان که آماده سرمایه‌گذاری در این طرح است، در جلب حمایت این گروه قابل چشم‌پوشی نیست. امیدوارم این خبر همه ما فرزندان ایران را تکان بدهد و متقاعدمان بکند که برای رقابت با همدیگر نباید به تخریب منافع ملی راضی شویم، و در مسیر درک شرایط روز جامعه حتی از گروهی متحجر و واپس‌گرا چون طالبان هم عقب بمانیم.
———————–
* – این یادداشت در روزنامه عصر اقتصاد شماره یکشنبه ۶ – ۱۲ – ۹۶ به چاپ رسیده‌است.
۱ – مراجعه کنید به:
افتتاح پروژه «تاپی» در هرات

نوشتن پاسخ

نقل مطالب سایت با ذکر منبع آزاد است.