ضرورت بازنگری در سیاست‌های گذشته *

متن زیر حاصل مصاحبه‌ام با خبرگزاری ایلنا در مورد تأثیرپذیری اقتصاد کشورمان از سیاست و ضرورت اصلاح مسیر سیاستگذاری است:
ناصر ذاکری در گفت‌وگو با ایلنا در مورد تأثیر رویکرد سیاسی بر اقتصاد گفت: اگر ما اقتصاد را مستقل از فضای سیاسی در نظر بگیریم موقعیتی پیش می‌آید که می‌توانیم از ظرفیت‌ها استفاده کرده و از طریق تجارت با سایر کشورها سود خود را افزایش دهیم. اما وقتی سهم عامل سیاسی را افزایش می‌دهیم، به ناچار با بلوک‌هایی از قدرت درمی‌افتیم که امکان تجارت ما را محدود می‌کند. مثلاً در سال‌های اخیر ما می‌توانستیم از فضای ایران و فرودگاه امام خمینی برای رفت‌وآمد هوایی میان شرق آسیا و اروپا استفاده کرده و درآمد بالایی را نصیب کشور کنیم، اما با رویکردهای اتخاذ شده و ارتباط ضعیف ما با جهان خارج این موقعیت را به نوعی به دوبی هدیه کردیم، و الان علاوه بر امارات دیگر کشورهای جنوب خلیج فارس با مدیریت این پروازها، درآمدهای عظیمی کسب می‌کنند و ما متأسفانه این موقعیت را به‌راحتی از دست دادیم.
وی ادامه داد: وقتی ما فضای پرتنشی را ایجاد می‌کنیم، به طور طبیعی سرمایه‌گذار خارجی علاقه و انگیزه کافی برای مشارکت در اقتصاد کشور را پیدا نمی‌کند و باید در نظر گرفت که سرمایه خارجی نسبت به فضای کسب و کار حساس و نگران است. درحالی‌که کشور ما از بسیاری جهات آمادگی جذب سرمایه خارجی را دارد که می‌تواند زمینه‌ساز افزایش اشتغال، تولید و صادرات باشد. اما به دلیل فضای موجود، سرمایه‌گذار خارجی این ترس را دارد که سرمایه او هر لحظه تحت تأثیر تصمیمات سیاسی قرار بگیرد. برای نمونه در کشور چین این شرایط برای جذب سرمایه‌گذار خارجی کاملاً مهیا است.
ذاکری یادآور شد: همچنین ما با توجه به جاذبه‌های طبیعی و فرهنگی و تاریخی کشورمان، ظرفیت بالایی در بخش گردشگری داریم که به دلیل تمایل پایین سفر به ایران از آن استفاده بهینه نشده‌است. در نظر بگیرید درآمد عظیم گردشگری جهان از سال پایان دفاع مقدس تا امروز ۲۵ هزار میلیارد دلار بوده است، که سهم فرانسه ۴٫۵ درصد، اسپانیا ۴ درصد و ترکیه ۲٫۵ درصد بوده است و پرسش این است که با توجه به ظرفیت‌ها و پتانسیل بالای کشور در این مورد جایگاه ما کجا بوده‌است؟ به جرأت می‌توان‌گفت عملکرد ناموفق ما این میدان نیز تحت تأثیر رویکرد سیاسی بوده‌است.
این پژوهشگر اقتصادی با تأکید بر اولویت مسائل اقتصادی در سایر کشورها گفت: باید توجه داشت که رویکردهای سیاسی می‌تواند با تأخیر اتخاذ شود، همان‌طورکه رهبر سابق چین در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی گفته بود که «ما احتیاج به ۵۰ سال صلح داریم». یعنی در این ۵۰ سال زیرساخت‌های اقتصاد را تحکیم می‌کنیم، تا پیشرفت اقتصادی و در نتیجه قدرت اقتصادی حاصل شود. سپس از موضع قدرت جهت‌گیری سیاسی خواهیم‌کرد. اگر در حوزه سیاست خارجی تنش‌زدایی صورت بگیرد و یک ارتباط نیرومند با کشورهای قدرتمند اقتصادی برقرار شود، آن موقع می‌توان از موضع قدرت در سیاست خارجی صحبت کرد و به‌نوعی حرفی برای گفتن داشت.
این اقتصاددان در مورد رویکرد کشورهای شرق آسیا گفت: رویکرد این کشورها را «اقتصاد منهای سیاست» نامگذاری کرده‌ایم یعنی این کشورها در امر تجارت توجهی به طرف مقابل خود ندارند و نمونه بارز آن ویتنام است. کشوری که سال‌های سال از آمریکا لطمه خورد و هواپیماهای بی ۵۲ آمریکا، ویتنام شمالی را با خاک یکسان کردند و خسارت فوق‌العاده‌ای را به این کشور وارد کردند. اما این کشور به جای انتقام گرفتن، از بازار آمریکا استفاده کرد، تا رشد اقتصادی خود را محقق کند، هر چند که این کینه را در دل داشت. ویتنام سعی کرد با تجارت سود خود را حداکثر کند و امروز شاهد هستیم که در طول نزدیک به ۳۷ سال اخیر اقتصاد این کشور از رتبه ۶۲ تا رتبه جهانی ۳۵ خود را بالا کشیده است، و این نتیجه مصون نگه‌داشتن اقتصاد از آثار سیاست است.
وی افزود: مورد دیگر ژاپن است که پس از جنگ جهانی دوم علیرغم درگیری با آمریکا از بازارهای این کشور نهایت استفاده را کرد و با رشد اقتصادی خود رفاه بزرگی را به مردم ژاپن و نسل‌های آینده آن هدیه داد. اگر ژاپن به جای این اقدام رویکرد سیاسی به اقتصاد داشت، هیچ گاه این جایگاه را کسب نمی‌کرد و احتمالاً با ژاپنی روبرو بودیم که جایگاه پایین‌تر از رتبه ۳۰ را در اقتصاد جهانی داشت.
ذاکری با بیان اینکه در سیاست‌های کلان کشور می‌باید باب گفت‌وگو باز باشد، گفت: خیلی وقت‌ها ما اصولی را در نظر می‌گیریم و تصور می‌کنیم که این اصول قابل گفت‌وگو نیستند و باید بر اساس آن عمل شود. به طور طبیعی در جامعه‌ای که مردم احساس کنند در انتخاب اولویت‌ها درگیر هستند و به نوعی مشارکت دارند، نسبت به آن احساس تعلق می‌کنند، و از مجموعه آرمان‌های حاصل بیشتر و بهتر دفاع می‌کنند. این نقطه مقابل شرایطی است که عده محدودی برای مردم تصمیم بگیرند، در این گونه موارد حتی اگر آن مجموعه تصمیم درستی هم بگیرند، چون مشارکت مردمی را ندارند نمی‌توانند مفید واقع باشند.
وی ادامه داد: همچنین وقتی ما روش و رویکردی را اتخاذ می‌کنیم، باید هرچندسال یکبار آن مسیر را ارزیابی کنیم. معمولاً کشورهای بزرگ جهان در این موقعیت‌ها مسیر خود را تغییر می‌دهند و با هوشیاری کامل نسبت به تحولات واکنش نشان می‌دهند. باید توجه داشت که اقتصاد جهان در قرن ۲۱ شاهد تحول لحظه‌ای است و اگر کشوری کوچکترین اشتباهی کند و به عقب برگردد، رقبایی در میدان ظهور می‌کنند که اجازه استفاده دوباره از آن موقعیت را می‌گیرند. به خاطر همین است که همیشه باید عملکردها را مورد ارزیابی قرار داد، و نباید نسبت به بررسی سیاست‌ها به‌عنوان تابو نگاه شود.
این پژوهشگر اقتصادی یادآور شد: در شرایط تحریم اقتصادی ما باید مسیر خود را اصلاح کنیم. قاعدتاً این امکان برای ما وجود دارد که در سیاست‌ها بازنگری و تنش‌زدایی در سیاست خارجی را در پیش بگیریم. به باور بنده یکی از آثار مثبت برجام این بود که این توافق باعث شد تا صف متحد دشمنان کشور ما دچار تزلزل شود، قبل از برجام فضا به‌گونه‌ای بود که همه کشورهای بزرگ بر علیه ما بودند. اما در حال حاضر این صف درهم شکسته‌است، و این یک پیروزی برای ما است. بنابراین باید مسیر خود را ادامه دهیم و اجازه ندهیم اجماع جهانی علیه ما صورت بگیرد.
وی خاطرنشان کرد: در حال حاضر آمریکا تا حدودی تنها مانده است و حمایت کشورهای بزرگ را احساس نمی‌کند و تنها چند کشور محدود از سیاست‌های او پیروی می‌کنند و ما این سیاست را باید ادامه دهیم تا دشمنان ما گرفتار تفرقه شوند. حتی ما می‌توانستیم پس از برجام حجم سرمایه‌گذاری خارجی و در نتیجه امنیت اقتصادی کشور را افزایش دهیم، تا مانعی در برابر تحریم‌ها باشد.
وی در پاسخ به این سؤال که چرا برخی نمایندگان و مسؤولان کشور از جایگاه خود مثلاً در موضوعاتی مانند بودجه نگاه منطقه ای دارند؟ گفت: رابطه نهادهای رسمی کشور مانند دولت و مجلس به‌خاطر فضای رشد نیافته سیاسی و نبود احزاب ریشه‌دار و قدرتمند تخریب شده و شرایط مطلوبی ندارند. به‌طوری‌که این امکان وجود دارد که نمایندگان از قدرت خود سوء استفاده کرده و برای اهداف شخصی و منطقه‌ای خود اقدام کنند، درحالی‌که نمایندگان باید منافع ملی را در نظر بگیرند، هرچند که هرکدام از آن‌ها از یک شهر آمده‌باشند. بنابراین این ایراد به مجلس وارد است که چون نمایندگان از طریق احزاب ریشه‌دار و توانمند وارد مجلس نمی‌شوند، موقعیت‌هایی پیش می‌آید که سوداهای دیگری داشته‌باشند، و حتی گاه مطرح می‌شود که تلاش می‌کنند نفوذ و دخالت خود در قوه مجریه را با انتصاب یا معرفی برخی مدیران افزایش دهند.
این کارشناس اقتصادی افزود: اگر جایگاه احزاب در کشور تقویت شود و دولت با حمایت احزاب بر سر کار بیاید، دیگر کم‌کاری در دور دوم فعالیت دولت قابل‌توجیه نیست. چون احزاب به دنبال بقای خود در فضای سیاسی کشور و تداوم فعالیت خود هستند، و این موقعیتی را پیش می‌آورد که مانعی در برابر منفعت‌طلبی شخصی باشد. اما نبود احزاب قدرتمند و فراگیر باعث می‌شود دولتمردان و نمایندگانی به مردم تحمیل شوند که رفتار آنها همسو با منافع ملی نیست. مثلاً یک دولت برای ایجاد مشکل برای دولت بعدی تصمیم به ایجاد سازوکار جدیدی می‌گیرد. برای نمونه دولت دهم در اواخر کار خود تصمیم به استخدام ۵۰۰ هزار نفر گرفت درحالی‌که معلوم نبود کدام وظیفه انجام‌نشده‌ای در بدنه قوه مجریه وجود دارد که این نیروها بناست آن را عهده‌دار شوند. نباید فراموش کرد دولت‌ها همانند دوندگان دوی امدادی هستند، تا مسؤولیت خود را به پایان برسانند، و سکان اداره کشور را در شرایط مطلوب به دولت بعدی تحویل بدهند.
وی تصریح کرد: اما چون دولت‌های ما حالت غیرحزبی دارند، نگاه بلندمدت و آینده‌نگر را از دست می‌دهند، مگر اینکه شخصیت رئیس دولت به‌گونه‌ای باشد که خود رعایت کند و مشکلی به مسؤولان بعدی به ارث نگذارد تا حتی مشکل‌تراشی نکند.
—————————————-
* – مصاحبه با خبرگزاری ایلنا تاریخ ۳ – ۱۰ – ۹۷ : ضرورت بازنگری در سیاست‌های گذشته

نوشتن پاسخ

نقل مطالب سایت با ذکر منبع آزاد است.