برای خانهمان ایران *
نزدیک به نیمقرن از آن روزها میگذرد. ایران آن روز در تب و تاب تغییری بزرگ و تاریخی بود؛ مردم میخواستند در تعیین سرنوشت جامعه خود نقش داشتهباشند، و به عبارت دیگر «رعیتِ سلطان» بودن را برنتافته و طالب عنوان «شهروند» بودند، شهروندی که صاحب واقعی کشور است. این خواست برحق مردم منجر به تشکیل نظامی نوین شد که بنیانگذارش بارها مردم را ولینعمت صاحبمنصبان و مقامات مسؤول کشور نامید و گفت: «به من اگر خدمتگزار بگویند، بهتر از این است که رهبر بگویند».
امروز با گذشت زمان و دور شدن از آن روزهای سرنوشتساز، فرصتی برای برخی محافل ایجاد شده که روایتی نادرست و غیرواقعی از آن روزها به خورد مخاطبینی که آن روزها را درک نکردهاند، بدهند. در این روایتهای عجیب گاه از تأثیرگذاری قدرتهای بیگانه، و گاه از «شورش» بیمنطق مردم از سر شکمسیری سخن گفتهمیشود. اما این روایتها در مقابله با واقعیتها در قالب شاخصهای اقتصادی و اجتماعی و نیز تصویری که برخی مقامات رژیم سابق در خاطرات مکتوب خود از آن ایام رسم کرده و البته فقط گوشههایی از واقعیت را بیان کردهاند، رنگ میبازند.
حرکت شتابزده حکومت انقلابی برای راهاندازی نهادهایی با مأموریت ویژه در همان ماههای نخست پیروزی انقلاب، ازیکسو سندی تاریخی برای کشف مهمترین سرفصلهای برنامههای حکومت جدید است و از سوی دیگر تصویر گویایی از کمبودها، خواستهها و انتظارات مردمی که در شکلگیری نظام جدید نقش تعیینکننده داشتند، به دست میدهد.
صرفنظر از نهادهایی که مأموریت حفظ نظم و ایجاد امنیت را برعهده داشتند، و راهاندازی آنها در همان روزهای نخست یک ضرورت بود، در فاصله کمتر از یک ماه از پیروزی انقلاب دو نهاد کمیته امداد و بنیاد مستضعفان تشکیل شدند و در فاصله کمتر از دو ماه با صدور فرمان امام خمینی درمورد تأمین مالی برنامه خانهسازی برای محرومان، مقدمات تشکیل بنیاد مسکن فراهم شد.
از این سه نهاد، کمیته امداد وظیفه تجهیز و تأمین منابع مالی و کمک به خانوادههای فقیر را برعهدهگرفت؛ بنیاد مستضعفان مأموریت یافت تا داراییهای برجایمانده از وابستگان حکومت سابق را که از غارت منابع عمومی گردآوردهبودند، تملک و مدیریت کرده، و برای بهبود سطح زندگی مستضعفان که مالکان واقعی آن بودند، صرف کند؛ بنیاد مسکن هم وظیفهاش خانهسازی برای محرومان بود، زیرا فقر مسکن در ایران آن روزها بیداد میکرد.
بهطوریکه ملاحظه میشود، اولین تلاشهای انقلابیون در حوزه امور اقتصادی و اجتماعی در مسیر رفع فقر و نابرابری بهارثرسیده از حکومت سابق است. مردم باور دارند که سیاستهای دوره گذشته منجر به گسترش فقر شده، و وابستگان دربار با غارت اموال عمومی و با ویژهخواری سازمانیافته به اختلاف طبقاتی حیرتانگیز دامن زدهاند. پس جای شگفتی نبود که حکومتی که با خواست و اراده آنان شکل گرفته، اولین مأموریتش را رفع فقر و نابرابری بداند.
بهراستی اگر این سه نهاد به مأموریت خود با دقت و وسواس عمل میکردند، چهره ایران امروز بسیار متفاوت با چهرهای میشد که اکنون شاهد آن هستیم. با گذشت زمان و با فاصله گرفتن از سالهای نخست پیروزی انقلاب، بهتدریج این نهادها ازیکسو با بروز دشواریهای ناشی از جنگ و ناآرامیها، و از سوی دیگر با بازنگری در مأموریت خود، در مسیر متفاوتی پیش رفتند:
کمیته امداد که میبایست با جلب اعتماد مردم و با حمایت مالی آنان فعالیت خود را گسترش بدهد، بهتدریج اتکای خود را به منابع محدود بودجهای دولت بیشتر و بیشتر کرد، و از سوی دیگر با برخی بیتدبیریها خود را در مظان اتهام سیاستزدگی قرار داد. بهگونهای که در سال ۱۳۹۵ رئیس وقت این نهاد در پاسخ به ابهام پیشآمده برای افکار عمومی در مورد نحوه تأمین مالی فعالیتهای برونمرزی، بهجای استناد به گزارشها و مستندات مالی گفت: «به حضرت عباس قسم پولی از کمکهای مردم به خارج کشور نمیرود.» بنیاد مستضعفان بهجای تلاش برای کمک رساندن به مستضعفان به بزرگترین تشکیلات اقتصادی کشور تبدیل شد، و مستضعفان را به حال خود رها کرد. بنیاد مسکن هم از بین منابع مالی متعددی که در نامه ۲۱ فروردین ۵۸ امام خمینی به آنها اشاره شدهبود، با محروم شدن از سایر منابع، فقط به بودجه دولتی اکتفا کرد که طبعاً برای انجام این مأموریت بزرگ کافی نبود.
درواقع این تغییر مسیر و بهاصطلاح «بازنگری در مأموریتها» دشواریهای بزرگی برای کشور پدید آورده، بهگونهای که میتوان ادعا کرد بخش مهمی از دشواریهای معیشتی پیشآمده برای اقشار کمدرآمد و حتی طبقه متوسط کشور ناشی از همین امر است. این بدانمعنی است که اگر نهادهای برآمده از انقلاب در همان مسیر اولیه خود ثابتقدم میماندند، و دولتمردان و سیاسیون همچون روزهای نخست شکلگیری نظام جدید، اولین دغدغه خود را بهبود وضعیت معیشتی مردم و رفع کمبودها و نابرابریها قرار میدادند، این حجم از نارضایتی شهروندان و بهویژه نسل جوان هرگز شکل نمیگرفت که دشمنان و بدخواهان ایران بتوانند با کمترین هزینه از بین فرزندان همین ملت برعلیه او سربازگیری کنند.
اینک در سایه بیتدبیری برخی مسؤولان در طول چندین دهه حجم قابلاعتنایی از نارضایتی را در جامعه شاهد هستیم که در خرداد سال گذشته بهصورت بیاعتنایی به صندوق آرا خود را نشان داد و البته متولیان امر از آن پندی نگرفته و متنبه نشدند. راه خروج از این وضعیت نامطلوب نه ترویج خشونت و نه تشویق بیگانگان به بازیگردانی و نه تطهیر عملکرد حکومت ناپاک گذشته، بلکه بازگشت به مسیری است که مردم در زمستان سال ۵۷ برای کشور خود ترسیم کردند: استفاده از ثروتها و فرصتها برای توسعه کشور و بهبود سطح زندگی مردم از طریق رفع نابرابریها و ویژهخواری نورچشمیها، و تلاش برای آبادانی خانه زیبایمان ایران.
——————————-
* – این یادداشت در روزنامه شرق شماره یکشنبه ۱۹ – ۱۱ – ۱۴۰۴ به چاپ رسیدهاست.
دستهها: سیاستگذاری اقتصادی, یادها و یادنوشتهها, یککمی سیاسی
