فارنهایت ۴۵۱ و کتابسوزی مدرن
فیلم فارنهایت ۴۵۱ محصول سال ۱۹۶۶ و به کارگردانی فرانسوا تروفو کارگردان و منتقد مشهور فرانسوی است. این فیلم براساس کتابی با همین نام اثر ری برادبری نویسنده معاصر امریکایی که در سال ۱۹۵۳ منتشر شد، ساختهشدهاست.
داستان فیلم به بیان خلاصه این است که در یک جامعه تخیلی در آینده، دولتی قدرتمند و مستبد شهروندان جامعه را از خواندن و حتی نگهداشتن کتاب منع میکند. آنها فقط از طریق تلویزیون دولتی از اخبار و وقایع باخبر میشوند. تلویزیون اطلاعات خاص موردتأیید دولت را به مردم ارائه کرده، و آنها را مورد شستشوی مغزی قرار میدهد.
مأموران حکومت هرجا کتابی بیابند، آنجا را به آتش میکشند، چون حاکمان معتقدند کتابها مردم را گمراه میکنند.
یک مأمور آتشنشانی که وظیفهاش یافتن کتابها و به آتش کشیدن آنهاست، کنجکاویش گل میکند، کتاب میخواند و کمکم گمراه میشود! او به ناچار از شهر فرار کرده و به انقلابیونی که در جنگلها زندگی میکنند، میپیوندد. این افراد که از حکومت مستبد ناراضی هستند، هرکدام یک کتاب را ازبر شده و تلاش میکنند این محصولات فرهنگی بشر را از نابودی نجات داده، و به نسلهای بعدی برسانند.

آتشنشانها خانه پیرزنی را که کتابهایش را از بین نبرده، آتش میزنند. او خانه را ترک نمیکند و ترجیح میدهد همراه کتابهایش بسوزد.
فضایی که فیلم ترسیم میکند، بسیار خوفناک است. حکومتی که از گردش آزادانه اطلاعات میهراسد و دست به کتابسوزی می زند. دمای ۴۵۱ درجه فارنهایت دمای سوختن کاغذ است.
سالها پیش یکی از منتقدین حکومت شوروی سابق، یکی از بزرگترین خطرات فراروی جامعه بشری را شکلگیری حکومتی تکحزبی دانستهبود که به بالاترین فنآوری در عرصه ارتباطات دست یافتهباشد. این حکومت خواهدتوانست با سانسور گسترده، شنود و انواع کنترلهای محسوس و نامحسوس شهروندانش را به بند بکشد. او جامعه شوروی آن زمان را در آستانه رسیدن به چنین مرحلهای میدید.
فارنهایت ۴۵۱ داستان جوامعی است که در آنها حاکمان بهجای مردم تصمیم میگیرند. آنها به خود اجازه میدهند که به سانسور گسترده دست بزنند و مانع جریان سالم و آزاد اطلاعرسانی بشوند. این حاکمان افزایش درجه آگاهی مردمان را خطری برای خود میبینند. اگر مردم آگاه بشوند، سطح توقعشان از دولتها بالا میرود.
درست است که امروزه حکومتی دست به کتابسوزی نمیزند، اما ایجاد محدودیت در مسیر اطلاعات در مقیاس وسیع انجام میگیرد. دولتمردان سعی میکنند ذهن مردم جامعهشان را تسخیر کنند و آنچه را میخواهند، به آنها دیکته کنند. آنها سعی میکنند افکار مردم را در مسیری جهت بدهند که مطابق میل حکومت فکر کنند، و بیچونوچرا و با اعتماد محض هرچه را به آنها گفته میشود، باور کنند.
چنین حکومتهایی به جای این که مطیع خواست و اراده شهروندانشان باشند و با مراجعه به آرای عمومی و نظرخواهی از مردم، مسیر آینده جامعه را ترسیم کنند، شهروندان را مطیع خود میسازند تا مطابق سلیقه و خواست حاکمان بیندیشند، و بدون اندیشیدن، آنچه را حاکمان میگویند، تکرار کنند.
امروزه شاید حکومتی دست به کتابسوزی به سبک فارنهایت ۴۵۱ نزند. اما باید گفت هر حکومتی که سد راه جریان آزاد اطلاعات میشود، به همان میزان در مسیر تبدیل شدن به حکومت کتابسوز پیش میرود.
مایکل مور فیلمساز معروف امریکایی و سازنده فیلم مستند فارنهایت ۹۱۱ محصول سال ۲۰۰۴، عنوان فیلمش را با الهام از همین اثر انتخاب کردهاست. ۹۱۱ اشاره به واقعه روز یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ دارد. او معتقد است فارنهایت ۹۱۱ دمای سوختن آزادیهای فردی در جامعهای است که از آزادی دم میزند. بهنظر مایکل مور دولت امریکا به دنبال واقعه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، سعی کرد با سوءاستفاده از این واقعه، و با محدود ساختن آزادیهای فردی بهبهانه مبارزه با تروریسم، سیاستهای جنگطلبانه خود را توجیه کرده و افکار عمومی جامعه امریکا را با خود همراه سازد.
دستهها: فیلم، رمان و ادبیات, یککمی سیاسی